تبليغاتX
دفـتــر خـاطــرات

 دستور ازدواج اجباری شاغلین مجرد در سازمان منطقه ویژه اقتصادی و انرژی پارس:

‌عطف به مذاکرات مکرر قبلی باهمکاران مجرد در خصوص تشکیل خانواده و اجرای سنت نبوی صلي ا... علیه و آله و سلم، متاسفانه مشاهده می‌گردد بعضی از همکاران به وعده خود عمل ننموده و همچنان مجرد باقی مانده‌اند و از آنجایی که تاهل یکی از شرایط اشتغال در اموری مانند حراست می‌باشد و با توجه به سخن گران سنگ نبی گرامی اسلام مبنی بر اینکه (من تزوج فقط حرص نصف دینه) و (النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی لیس منی) هر کس ازدواج نماید همانا نصف دین خود را حراست نموده و نکاح و ازدواج سنت من است و هر کس از سنت من روی بگرداند پس از من نیست، لذا برای آخرین بار اعلام می‌دارد تا پایان شهریورماه 87 کلیه همکاران غیرمتاهل اعم از ذکور و اناث فرصت دارند تا نسبت به انجام فریضه مهم و اخلاقی انسانی ازدواج اقدام نمایند. در غیر این صورت در تاریخ ۸۷/۷/۱ برای تسویه حساب به پیمانکار معرفی خواهند شد   .

 

                                          عبدالواحد یراحی 

رييس                                  حراست ارشد سازمان

+ نوشته شده توسط سعید در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 16:20 |

اسفند سال ۸۵ را شايد بتوان حساس‌ترين برهه سياست خارجي ايران دانست، چراكه نهادهاي بين‌المللي درباره نحوه برخورد با ايران درباره پرونده هسته‌اي تصميم مي‌گيرند. با اين وجود، فضاي كلي جامعه آرام است. مردم در روزهاي پاياني سال به كارهاي خود مي‌رسند. خريد شب عيد هم از كارهاي ايرانيان در آستانه نوروز است. اگر سري به مراكر خريد بزنيد، آنها را شلوغ‌تر از سالهاي گذشته مي‌يابيد. مردم در روزهاي پاياني سال به كارهاي روزمره خود مشغولند، بدون آنكه اخبار سياست خارجي را دنبال كنند و يا حتي از مفاد قطعنامه شوراي امنيت باخبر باشند. شايد بيشترين دعدعه ايراني‌ها در روزهاي پاياني سال، گراني كالاها و وسايل مورد نياز است. بحران مسكن هم به اين دغدغه دامن زده و بيشتر مردم به اين فكرند كه كرايه‌‌هاي خود را چگونه تامين كنند.

گزارش زير، تحليل خبرنگار روزنامه فايننشيال تايمز از روزهاي پاياني سال است:

" اگر چه پرونده هسته‌اي، ايران را به سوژه داغ محافل سياسی در چند روز گذشته بدل کرده است؛ اما روزنامه فايننشيال تايمز در گزارشی از تهران می نويسد که همه اين مسايل در خارج از مرزهای ايران تعريف دارد و ايرانی ها در آستانه سال نو، «بی‌خيال بحران جهانی و بی‌توجه به تحريم‌های بيشتر بين‌المللی»، سرگرم زندگی روزمره خود هستند.
روزنامه آمريکايی «فاننشيال تايمز» در گزارشی که روز جمعه 
۴اسفند از تهران منتشر شده، می‌نويسد: «ترافيک تهران در آستانه نوروز. سال نو ايرانی‌ها امسال خيلی زود از راه رسيد و اين نشان می‌دهد مردم چندان توجهی به آخرين مهلت سازمان ملل به ايران برای تعليق برنامه‌های اتمی ندارند.»
نوروز بنا به تقويم ميلادی، تا
۲۱ مارس خود را نشان نمی دهد، اما در مجموع، اين عيد  باستانی زمانی است که ايرانی ها لباس نو، به خصوص برای بچه‌هايشان می‌خرند، خانه‌هايشان را از سر تا پا تميز می‌کنند و لوازم لازم را برای جشن تهيه می‌کنند.
بهاره، زنی که به يکی از مراکز خريد در يكي از خيابان‌هاي مرکزی تهران آمده به خبرنگار فايننشيال تايمز می‌گويد: «چه کسی به مسائل اتمی اهميت می‌دهد؟ مردم به دنبال خريدند. من امروز به بازار اصلی رفتم و برای دخترم لباس خريدم، به نظرم بازار شلوغ تر از پارسال همين موقع بود.»
فروشندگان لباس، کفش و مبلمان تهران تاييد می کنند که فروششان خوب بوده اما فروشندگان ميوه، شيرينی و آجيل گفته اند که هنوز فروش نوروزی شان شروع نشده، چون مردم در آخرين لحظات اين مواد را تهيه می کنند.
در اين گزارش آمده است: تلويزيون دولتی ايران سعی دارد نگرانی‌ها را تسکين بدهد. محمود احمدی‌نژاد پيوسته می‌گويد که آمريکا و اسراييل جرات حمله به ايران را ندارند؛ حتی بعد از اينکه دومين ناو هواپيمابر آمريکايی با کليه نيروهای جنگی، اين هفته در آب‌های دريای عمان، در خط ساحلی جنوب شرقی ايران، پهلو گرفت. رهبر جمهوری اسلامی ايران نيز در ديدار با نمايندگان مجلس خبرگان گفت که هيچ وضعيت فوق‌العاده‌ای در کشور وجود ندارد چراکه دشمن
۲۸ سال است عليه ايران بسيج شده است.
در شمال تهران، آرش، فروشنده
۳۰ ساله‌ای که روسری‌های هندی و ايتاليايی می‌فروشد می‌گويد که مشتری‌هايش به مسائل بين‌المللی توجه خيلی کمی نشان می‌دهند و می‌افزايد: «آنها حواسشان به مد و کيفيت روسری‌ها هست اما کمتر درباره مسائل اتمی حرف می‌زنند. آنها حتی عمق مساله را زياد نمی‌فهمند و يا درک درستی از آن ندارند.»
دست‌اندرکاران صنعت توريسم هم از ثبت نام مردم برای مسافرت نوروزی به خارج از کشور گزارش می‌دهند.
در اين گزارش به نقل از عليرضا پهلوانی، راهنمای تور آمده است: «شايد تعداد کمی از مردم به اين مسائل توجه کنند. نمی‌توانم دليلش را توضيح بدهم اما شايد به اين خاطر است که آنها بعد از انقلاب، جنگ عراق و تحريم‌های ديگر، خيلی به اين بحران‌ها عادت کردند و احساس نمی‌کنند چيز بزرگتری دارد اتفاق می‌افتد.»
خبرنگار فايننشيال تاميز از قول پهلوانی نوشته است: «مردم ايران بعد از سپری کردن مقاطعی چون  انقلاب، جنگ عراق و تحريم های ديگر، به چنين بحران‌هايی عادت کردند و احساس نمی‌کنند چيز بزرگتری در حال وقوع است.»
اين راهنمای تور می‌افزايد: «ليوانی که پر شده، ديگر جای اضافه‌ای ندارد، شايد مردم احساس می‌کنند که عراق براي آمريکا انقدر دردسر درست کرده که ديگر نمی‌تواند ماجراجويی جديدی را شروع کند.»
وی در مصاحبه خود به خبری دور از انتظار اشاره می‌کند: «يکی از آژانس‌های معتبری که با تور ما کار می‌کند، تور آفريقای جنوبی گذاشته و استقبال مردم دو برابر آنچه بود که انتظارش را داشتيم.»
همزمان، ايرانی‌ها اين روزها با مشکل ديگری نيز دست و پنجه نرم می‌کنند: اقشار کم در آمد به افزايش قيمت‌ها توجه دارند.
شايسته، مادربزرگی
۵۲ ساله که همراه با دو نوه دوقلويش برای خريد به بازار رفته، می‌گويد که او اصلا فرصتی برای فکر کردن به تعطيلات نوروز يا حتی بحران اتمی ندارد: «من به اندازه کافی دل مشغولی دارم. فکر می‌کنم که اگر بعد از عيد کرايه خانه بالا رفت کجا برويم. من نمی‌توانم وقتی بچه‌هايم ازمن لباس نو می‌خواهند برايشان درباره انرژی اتمی سخنرانی کنم.»
مرتضی، راننده تاکسی
۴۳ ساله نيز عقيده دارد: «اگر آمريکا حمله کند، ما کاری از دست مان بر نمی‌آيد. به نظرم خوب است که دولت مردم را وحشت‌زده نمی‌کند.»
هر چند که غرب همواره وجود طرحی برای حمله به ايران را تکذيب کرده، اما بحران هسته‌ای ايران در سال‌های اخير، هر روز ابعاد پيچيده‌تری به خود گرفته و  مقام‌های ايرانی، در دو ماه اخير، حتی به قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل هم توجهی نکردند؛ موضوعی که می‌تواند قطعنامه‌های ديگر و سخت‌گيری‌های تازه‌ای را برای ايران به دنبال داشته باشد."

قضاوت درباره درستي و نادرستي اين گزارش با شما.

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 18:31 |
امروز اتفاقي به اين عكس برخورد كردم كه برام جالب بود. وقتي كسي بخواد توي فرهنگ شما نفوذ كنه از نقشه  شهري و معماري هم دست برنمي‌داره. اين عكس از بالاي ميدان آزادي گرفته شده و شكل صليب به نظر مي‌رسه.

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 19:26 |
پيرمرد اسباب و اثاثيه‌اش را دور خودش جمع كرده بود. خانه‌اش در آستانه ويراني است. لحظه‌اي از بازگشت به خانه‌اش اطمينان ندارد، نكند كه در همان لحظه زلزله‌اي ديگر كار را تمام كند. زن و بچه‌هاي پيرمرد كنار اسباب و اثاثيه نشسته‌اند و سه روز است كه خواب راحت ندارند. در كنار اين همه مصيبت، سيل نيز گريبانگيرشان مي‌شود؛ بارش شديد باران، آب گرفتگي معابر، گل شدن راهها و ... همه و همه دست به دست هم مي‌دهند تا پيرمرد احساس كند تمام زندگي‌اش در معرض نابودي است.

***

كاميونهاي حامل كمك‌هاي امدادي هلال احمر وارد مناطق زلزله‌زده مي‌شوند. اما قبل از توزيع، چند نفر با راننده صحبت مي‌كنند. محتواي صحبت‌شان معلوم نيست. راننده فقط تاييد مي‌كند و كمك‌ها را تحويل آنها مي‌دهد و به سرعت دور مي‌شود. چادرها روي هم انباشته شده‌اند و مردم در انتظار توزيع هستند. اما از همان چند نفر مي‌شنوند: هر چادر ۴۰ هزار تومن.

***

نحوه توزيع كمك‌ به مردم زلزله‌زده لرستان، همان قصه پر غصه‌اي است كه در زلزله بم و قزوين نيز وجود داشت. چادرهايي كه براي توزيع رايگان بين مردم ارسال مي‌شوند در چشم به هم زدني به قيمت ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان در بازار آزاد فروخته مي‌شوند. قيمت مواد خوراكي به دو برابر افزايش يافته است. تخم مرغ دانه‌اي ۱۰۰ تومان، سبزي كيلويي ۵۰۰ تومان، كنسرو ماهي ۱۰۰۰ تومان و ...

در اين ميان، اظهارات مسوولان وزارت كشور شنيدني است كه هميشه از توزيع عادلانه امكانات دم مي‌زنند و در همان حال امكانات اهدايي در بازار در حال فروش هستند! عدالت‌محوري فقط در حرف زدن نيست، مردم خواهان اجراي عدالتند نه شنيدن آن.

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه بیستم فروردین 1385 و ساعت 19:36 |

هر روز صبح پسری در آیینه هست که ازم می‌پرسه: «چرا وایسادی؟». منم بهش می‌گم: «چه می‌دونم، حتما تنبلم. شايد هم موقعيت مناسب نيست.»

چه بیرون از گرد و غبار وایسی چه بری توش وایسی، هیچ فرقی نداره چون در هر صورت چیزای پشت گرد و خاک رو نمی‌تونی ببینی، بهتر اینه که وارد گرد و خاک بشی و ازش عبور کنی، اگر چه کثیفه اما لازمه، چون اونوقت می‌تونی از توده‌ گرد و غبار عبور کنی و چیزای دیگه‌ای ببینی، شاید بتونی به هدفت برسی. اما مطمئن باش وقتي وارد گرد و غبار بشي، خيلي راحت مي‌توني ازش عبور كني و به هدفت برسي، به شرطي كه خودت توي اين گرد و غبار هضم نشي.

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه دوازدهم اسفند 1384 و ساعت 11:42 |
رحمان رضايى، مدافع ملى پوش ايران كه اين فصل در تيم مسينا بازى مى‌كند، تبعه ايتاليا شد. از اين پس رحمان رضايى يك ايتاليايى محسوب مى‌شود. او روز گذشته توانست اقامت دائمى خود را دريافت كند. رضايى به لطف ازدواج با هليا هاشميان كه دختر يك ايرانى است و از هفت سالگى در ايتاليا اقامت دارد، هويت ايتاليايى گرفت.

رحمان رضايى از سه سال پيش تلاش‌هاى خود را در اين زمينه آغاز كرده است. رحمان رضايى به خبرگزاري آنسا گفته است: «الان من يك بازيكن اروپايى هستم. محدوديتى وجود ندارد، نه براى من و نه براى باشگاهى كه قرار است جذبم كند. وقتى پاس اروپايى داشته باشى، راحت‌تر تو را مى‌گيرند. مشكلى پيش نمى‌آيد. فكر مى‌كنم اين يكى از بهترين اقدامات زندگى‌ام بود.»
اين اولين بار در تاريخ فوتبال ايران است كه يك ملى پوش فوتبال ايران همزمان با بازى براى تيم ملى ايران براى دريافت تابعيت خارجى اقدام كرده و تابعيت خود را عوض مى‌كند. با اين تصميم، ادامه حضور رضايى در تركيب تيم ملى ايران در ابهام فرو مى‌رود.
آنچه مايه تاسف است اين است كه چرا بايد وضعيت يك كشور به صورتى باشد كه يكى از بهترين بازيكنان آن عطاى تابعيت ايرانى خود را به لقايش ببخشد و با رضايت تمام تابعيت كشور ديگرى را بپذيرد. بى‌شك تنها كسانى كه خود را موظف به پاسخ به چرايى اين وضعيت نمى‌دانند، مقصر چنين اتفاقاتي هستند.

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه هفتم بهمن 1384 و ساعت 17:50 |
كاش ما آدمها بيشتر براي هم ارزش قائل مي‌شديم. از دوستي شنيدم كه در لندن، رييس شبكه حمل و نقل شهري اتوبوس بخاطر اينكه يك مسوول كنتر بليت از مسافري پرسيده بود كه آيا كارت بليت خود را به دستگاه كنترل‌كننده نشان داده‌اند يا خير عذرخواهي كرده بود و براي دلجويي از اين دو شهروند، خواسته آنها را پاسخ داده است.

امروز با صحنه‌اي مواجه شدم كه براي لحظه‌‌اي با مقايسه اين دو اتفاق متاسف شدم. راننده اتوبوس شركت واحد در پاسخ به اعتراض مسافران به اينكه چرا دير حركت كرده با عصبانيت فرياد ميزد" "من مسوول كار و وقت مردم نيستم. به من مربوط نيست كه مردم كار دارند يا نه. حالا كه اعتراض مي‌كنيد يك ساعت مسير رو طول مي‌دم تا بفهميد چه خبره. همه ايستگاهها هم تا خرخره مسافر سوار مي‌كنم (در حالي كه اتوبوس پر شده بود). هر كاري دلتون مي‌خواد بكنيد. بريد اعتراض كنيد ببينم به كجا مي‌رسيد."

 به خودم گفتم اگه ما ايراني‌ها براي خودمون ارزش قائل نشيم نبايد انتطار احترام از بقيه داشته باشيم.

اين مطلب هم جاي تامل داره، اگه عملي بشه خيلي از مشكلات حل مي‌شه.

+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه ششم بهمن 1384 و ساعت 17:45 |