بعد از جمعآوري اطلاعاتي درباره او، فهميدم كه نبايد به مطالبي كه بعد از آزادي از زندان منتشر ميكند چندان اعتماد كرد. او كه اكنون عنوان پژوهشگر روزنامه كيهان را يدك ميكشد، روزگاري در زمره وبلاگ نويسان بازداشت شد و پس از مدتي به طور مشكوكي آزاد شد و پس از آن به جرگه كيهان نشينان پيوست.
ايسنا به قول موسس آن، مولود انقلاب است و هيچ مولودي ريشه و بنيان خود را از بين نخواهد برد. كمي دقت در نوشتههاي فضلينژاد نشان ميدهد كه چقدر عجولانه و بدون تفكر مطالب را به هم بافته تا خود را در زمره منتقدين ايسنا قرار دهد و به آن افتخار كند. كاش ايشان در پژوهشهاي كيهاني خود، ساير منابع خبري را نيز مطالعه ميكردند و بعد نتيجه ميگرفتند؛ هرچند كه به گفته خودشان پژوهشي هدفمند را انجام دادهاند.
اي كاش آقاي شريعتمداري و روزنامه تحت امرشان نيز حداقل براي يك بار هم كه شده قدمي در راستاي اتحاد ملي برميداشت تا باور كنيم كه مطيع ولايت فقيه است. رويهاي كه كيهان در پيش گرفته، بيشتر به پروندهسازي، بازجويي و اختلاف افكني شبيه است تا روزنامهنگاري.
لازم است ايشان براي روشن شدن افكار عمومي به اين سوالات پاسخ دهند تا صحت گفتارشان اثبات گردد:
۱- ملاك انتشار اخبار و اطلاعات در رسانهها را چه ميدانند؟ آيا براي يك رسانه نقش امنيتي و اطلاعاتي قائل هستند؟ و آيا انتظار دارند كيهان خط قرمز انتشار اخبار را مشخص كند؟
۲- در كدام يك از اخبار و گزارشهايي كه از ايسنا درباره جهانبگلو جمعآوري كردهاند مطلبي خلاف اصول انقلاب اسلامي و ارزشهاي ديني مشاهده كردهاند كه بر اساس آن جرات اتهامزني به اين رسانه مقدس را پيدا كردهاند؟
۳- مبناي اطلاعاتي كه بر پايه آنها درباره ايسنا به طور هدفمند قضاوت كردهاند چيست؟
جوابيه دكتر فاتح و پاسخ فضلينژاد
سوالهايي از محقق كيهان و بي دقتي جماعت نيمه پنهان
روايت ابطحي از ملاقات با يك وبلاگ نويس

