یکی از سنتهاي خوب ما ايرانيها اين است كه در آستانه هر تحولي، بديها را فراموش ميكنيم و به فكر آينده و برنامهريزي براي روزهاي بعد هستيم. زمان بي آنكه بخواهيم ميگذرد و زندگي در وسعت بي پايان آن جريان دارد و فرياد ميزند و با زباني ديگر ميگويد آنچه براي ما در دسترس بود ديگر از دست رفته است.
صداي پاي سالي ديگر و زماني ديگر ميآيد، پس چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد. بي گمان اگر بتوانيم در سالي كه ميآيد به جاي آنكه در چهارچوبها حركت كنيم، چهارچوبها را از نو بسازيم، سالي پر شكوه خواهيم داشت.
بهار، تحولي بزرگ در طبيعت است و طبيعت هم با اين تحول، خود را براي دگرگوني آماده ميكند. بدون شك، رسيدن به هر هدفي، نيازمند نو شدن و دوباره از نو شروع كردن است. شايد بهار فرصت مناسبي براي از نو شروع كردن باشد.
***
همين جا علاوه بر تبريك سال نو، از همه دوستاني كه نديدمشون حلاليت ميطلبم؛ اگه لايق باشم عازم كربلا و نجف هستم. اميدوارم اين سفر هم منشا تحول براي من باشه.